تبليغاتX
..:::هنـــــــــــر :::..

امروزه اعتقاد بر اين است كه مهمترين

مهارت براي دانش آموزان در دنياي

 

الكترونيك مهارت ارتباطي است. زيرا

 

اگر هر كس توانايي ارتباطي داشته باشد

 

ميتواند از طريق جستجو به اطلاعات جديد

 

دست پيداكند. با عنايت به اين اين مسئله

 

) I T فنا وري اطلاعات) و  ICT ( فناوري

 

اطلاعات وارتباطات )از شاخصه هاي پيشرفت

 

هر كشوري ميباشد وصد البته اين موارد به خوبي

 

جايگاه خود را در آموزش وپرورش نيز به دست آورده اند.

 

آيا ICT  موجب تقويت يادگيري ميشود؟

 

 

ICT  هنگامي ميتواند موثر واقع شود كه به خوبي

 

از منابع آن استفاده شوداين به آن معناست كه معلم در

 

راستاي اهداف آموزشي به خوبي موارد زير

 

را خود ابتدا رعايت كند:

 

1-  معلم خود به نحوه استفاده از كا مپيوتر و

 

وسايل جانبي آن آشنا باشد

 

2 - هدايت گرخوبي هم باشد يعني بتواند ICT رادرخدمت

كلاس آورد نه كلاس را در خدمت ICT

 

اين موارد در استفاده از تكنولوژي بسيار مهم است

 

متا سفا نه امروزه يكي از مواردي كه

 

به شدت آموزش وپرورش ما را تحت تا ثير منفي

 

خود قرار داده است عدم آشنايي بسيارياز معلمان عزيز

 

با كامپيوتر است كه اين مسئله در ابتدا ، حضور ICT

 

را در كلاس منتفيميكند  جا دارد اكنون كه اين بحث مطرح شد

 

، خاطره اي را براي شما عزيزان تعريف كنم سال آخر

 

تربيت معلم بوديم و ترم تابستان در يكي از مراكز تربيت

 

معلم كلاس گرفته بوديم روزياستاد كلاس

 

(درس توليد وكاربرد وسايل كمك آموزشي ) گفت كه

 

حتما سعي كنيد استفاده ازكامپيوتر را ياد بگيريد

 

چون در دنياي  امروز نا تواني در استفاده از آن مساوي

 

با بي سوادياست وخلاصه خيلي از مزاياي آن گفت  بعد

 

ادامه داد امروز ميخوام شما را با يك نرم افزار كه

 

خيلي در امر آموزش كاربرد دارد آشنا كنم هم كه خيلي خوشحال

 

بوديم رفتيم اتاق سمعي وبصري وآماده  يادگيري بوديم ومتاسفانه بايد

 

بگويم كه استاد تا دست به موس بردفهميدم كه  چيزي از كامپيوتر

 

نمي داند خلاصه نرم افزار را توسط يكي از دانشجو ها بالا آورد ديدم

كهPOWER  POINTاست ابتدا خيلي خوشحال شديم و

 

با تمام وجود آماده ياد گيري شديم اما چشمتان روز بد نبيند  استا د بنده

 

خدا  هر چه تلاش كرد نتونست يك اسلايد بسازد و باوركنيد ما

 

بيشتر از خودش آب شديم تا اينكه يكي از دانشجويان گفت استاد ما

 

بيايم درستش كنيم استاد هم كه انگار فرشته نجات رو پيدا كرده بود

 

گفت بيا  او هم آمد و شروع كرد به دستكاري اما نحوه موس گيري

 

او هم نشان ميداد كه براي اولين بار است كه با كامپيوتر كار

 

ميكند تا اينكه استاد گفت كه واقعا بلدي با كامپيوتر كار كني

 

او هم جواب داد كه استاد مگه نميگن كامپيوتر چرتكه پيشرفته

 

است من با چرتكه آشنام اما كامپيوتر تا حالا كار نكردم دراين

 

لحظه همه زدند زير خنده و استاد ....

اين خاطره به اين به اين علت باز گو شد كه به صورت ملموس

 

ببينيد كه عدم آشنايي هدايت گر كلاس با فنا وري روز چقدر زشت است

 

. پس توصيه اينجانب به معلمان عزيز اين استكه هر چه سريعتر خود را به علم روز

 

مجهز كنند واين را بدانيد اگر به دنبالش نرويد روزي به سراغتان مي آيد واميد واريم آن

 

روز مثل استاد كلاس ما نشويد.

 

در مورد گزينه دوم بايد عرض كنم كه متا سفانه بعضي  از

 

همكاران هنوز به درستي استفاده از فناوري را در كلاس به

 

خوبي درك نكرده اند مثلا در يكي از جشنواره هاي الگوهاي

 

برترتدريس يكي از همكاران كه سابقه زيادي هم در امر آموزش

 

دارد براي تد ريسش فيلم   25 دقيقه اي درست كرده بود كه

 

اين فيلم را گذاشته بود ومدام در كلاس مچرخيد وميگفت كه

 

بچه ها دقت كنيد و در پايان هم انتظار داشت كه چون يك فيلم

 

آموزشي در كلاسش بوده بچه ها ياد بگيرند اين همان كلاس در

 

خدمت فنا وري است كه صد البته ما بايد ياد بگيريم كه فناوري

 

را در خدمت كلاس در آوريم يعني از فناوري به موقع استفاده

 

كنيم طوري كه اين رسانه ي پويا  بتواند انگيزه را يادگيري

 

در دانش آموزان افزايش دهد.

 

در پايان به چند مورد مزيتهاي ICT در كلاس اشاره ميكنيم :

 

ICT   باعث تقويت يادگيري در دانش آموزان ميشود

 

ICT  باعث تقويت مهارت فكري ، عملي دانش آموزان ميشود

 

ICT  به علت پتانسيل بالاي سازگاري در هر شرايطي حتي

 

ميتواند در ساعات تدريس زمينه استراحت جسماني ، رواني

 

دانش آموزان را فراهم كند (به شرطي كه درست وبه موقع استفاده شود)

 

ICT   باعث تحول بنيادي در سيستم سنتي ميشود ودنياي

 

جديدي  را در برابر چشمان دانش آموز باز ميكند

 

ICT   باعث ارتقاي سطح درك وتجربيات دانش آموزان ميشود .

 

ICT   به علت پتانسيل بالاي خود در ارائه جدول  ، نمودار

 

، امكانات تصويري ، صوتي ، وحركتي يادگيري را در

 

دانش آموزان عميقتر و واضحتر ميكند

 

ICT   كلاس در س را با د نياي بيرون از مدرسه كه

 

هر ساعت وحتي هر ثانيه در حال پيشرفت است هما هنگ ميكند

 

اين 7  مورد از (( كتاب نقش ICT در كلاس درس ))

 

تاليف وترجمه آقايان منوچهر فضلي خاني و فرهاد فتحي نژاد استخراج  شده است.

 

در پايان اگر نظري و يا تجربه ارزشمندي در استفاده

 

از فنا وري در كلاس داريد براي

 

ما بنويسيد تا با نام خودتان در وبلاگ قرار دهيم

 

پيروز باشيد.

 

+ نوشته شده توسط فرزاد در و ساعت 17 |

كودكان بسيار راستگو وصادق هستند  زيرا هنوز با دنياي ما بزرگترها

 

آشنا نشده اند و اين صداقت باعث ميشود كه آنها با ديدي موشكافانه

 

 وقايع را به تصوير بكشند والبته بايد توضيح در مورد كارهايشان را به

 

خودشان بسپاريم همكاران عزيز مقطع ابتدايي و مربيان مهدهاي كودك

 

بايد اين نكته را مد نظر قرار دهند كه ما حق نداريم از جانب خود

 

نقاشي كودكان را تحليل كنيم چه بسا فكر وايده اي نو كه در ذهن كودك

 

حين كشيدن آن نقاشي شكل گرفته با يك نظر ما از هم بپاشد زيرا اگر

 

نظر معلم يا مربي با نظر او فرق داشته با شد او نظر اشتباه را نظر

 

خود ميداند زيرا از ديد آنها معلمان اشتباه نميكنند پس بهترين راه

 

براي فهميدن معناي نقاشي كودكان سوال از خود آنهاست با اين كار هم

 

به آنها اعتماد به نفس ميدهم و هم خودمان معناي اصلي نقاشي شان را

 

درك ميكنيم مثلا ما ميتوانيم اين سوال را از كودك بپرسيم :

 

شما نميخواهي در مورد اين نقاشي قشنگت برام حرف بزني؟

 

در حين شنيدن جواب اين سوال ما به فاصله ذهني خود با دنياي كودك پي ميبريم واين  اصل را

 

به خوبي درك ميكنيم كه:

 

 هيچگاه نبايد نقاشي كودكان را از ديدگاه خود ببينيم

 

تجربه نشان داده كه  80./. از كودكان چنان به زيبايي در مورد نقاشي -- هاي خود صحبت

 

ميكنند كه حتي هنر مندان بزرگ هم از ديدن اين نواقص در محيط اطراف عاجزند پس ما نبايد

 

آينه زلال كودكان را با نظرات غير كارشناسانه ي خود كدر كنيم .

 

 

نكته اي ديگر كه همكاران عزيز بايد آن را مد نظر قرار دهند اين است كه هيچگاه نبايد نظرات

 

اصلاحي را براي نقاشي به كودكان گوش زد كنند (اين نكته بيشتر براي سنين  پيش دبستاني و

 

كلاسهاي اول و دوم صادق است) مثلا‌ ً كودكي نقاشي اش را بدون رنگ كشيده ما نبايد مستقيما ً

 

به او بگوييم كه چرا از رنگ استفاده نكردي بلكه ميتوانيم از او بپرسيم كه كارت تمام شده به نظر

 

خودت چيزي در نقاشي ات كم نيست اين به آن دليل است كه آنها با رنگها بيشتر آشنا هستند و

 

خوب ميدانند كه كجا بايد استفاده شود وكجا نبايد؟ متاسفا نه ديده شده كه بعضي از مربيان نا آگاه

 

در اين مواقع اين جمله را ميگويند كه :

 

(( نقاشي بدون رنگ معنا ندارد ))

 

اين نظر بسيار غلط ميباشد چون بعضي صحنه ها از ديد كودك بي رنگ ميباشد  و ما نبايد به اين

 

كاراصرار داشته باشيم البته بري كودكي   كه مكررا ً نقاشي هايش را سياه وسفيد ميكشد دو فرضيه وجود دارد:

 

 1-  بارنگ آشنا نيست : كه در اين صورت مربي ميتواند در جلسات

 

بعد اول رنگها را (بدون تاكيد بر استفاده از آنها) براي او معرفي كند

 

مثلا بگويد اين چه رنگيه ؟ و در محيط اطرافمان چه چيزي به اين

 

رنگ است ....

 

2- مشكل رواني دارد : در اين صورت معلم بدون زدن انگ به اوا

 

بايد سريعا ً موضوع را با خانواده كودك در ميان بگذارد تا از

 

روانشناس كمك گرفته شود چه بسا كودك در معرض افسردگي باشد.

 

در پايان ما به اين نتيجه ميرسيم كه در واقع نقاشي در سنين پايين بيشتر جنبه روانشناسانه دارد نه

 

هنر؟ زيرا اگر بخواهيم اصول  اوليه نقاشي را به آنها ياد بدهيم قطعا ً ضربه اي جبران نشدني را

 

به خلاقيت آنها وارد كرده ايم .

ادامه دارد

 

 

 

+ نوشته شده توسط فرزاد در و ساعت 22 |

نقاشي كودكان وشيوه هاي بر خورد با آن

كودكان دنياي پيچيده اي دارند و ما بزرگترها علي رغم اينكه فكر ميكنيم آنها

را به خوبي ميشناسيم كاملآ دچار هستيم .آنها همواره دوست دارند محيط اطراف

خود را بهتر بشناسندمدام از ما بزرگترها جواب هزاران سوالي كه در ذهنشان

است را ميخواهند در حالي كه نميدانند ما بزرگترها به دلايل زياد از جمله نادرست

بودن بسياري از شيوه هاي آموزش ،ازجواب دادن به آن سوالات خلاقانه عاجزيم

اين است كه جوابهاي سطحي ما به آن سوالات قانعشان نميكند وهمواره دوست دارند

از بالا به اتفاقات محيط زندگي نگاه كنند و آن را تجزيه وتحليل كنند اين مقدمه شايد

برگي باشد از مثنوي هزار صفحه اي برخورد درست با رفتارهاي ويژه كودكان بود

عمل كردن به آن براي هر معلم با تعهدينه تنها واجب بلكه ضروري است  زيرامسائلي

كه درسيستم آموزش ما بود و ما به راحتي آن را از مسئولان آموزشي مدارسمان قبول                           ميكرديم ديگر براي نسل جديد قابل  قبول نمي باشد. ما به عنوان معلم وظيفه داريم با

ديدي  نوبه دنياي كودكان نگاه كنيم زيرا ديگر تفكري كه دوست داشت نسل آينده را در

شرايطي پرورش دهد كه به قول خودش ميخواست از آنها انسانهايي رام  وسر به زير

بسازد قطعآ محكوم به شكست است شايد اين مسكن به كالبد كلاس ، اثري زود گذر داشته

باشد وبراي  مقطعي كوتاه سكوت وآرامش كودكان نمان را در پي داشته باشد اما همكاران محترم بدانيد  كه اين آرامش آتش زير خاكستر است و منشاء بسياري از ناملايمات اجتماع ميباشد پس اميد ميرود معلمان عزيز با ديدي بسيار بازترازاكنون به مسائل نگاه كنند باشد

كه درآينده شاهد توليد انسانهايي سالم ازلحاظ روحي ورواني باشيم متاسفانه بسياري از

والدين ومعلمان ضرب المثلهاي گذشته مانند (( تا نباشد چوب تر فرمان نبرد گاو نر ))

و (( چوب معلم گله هركي نخوره خله)) را  دستاويز رفتارهاي خود قرار داده اند و

همين به دانش آموزان هم سرايت كرده و براي آنها اين طور جا افتاده كه حتمآ بايد معلم

يا پدر و مادر خشن باشند تا آنها بسياري از قوانين ابتدايي را رعايت كنند اما افسوس ،

اي كاش  ما بارفتاري درست تر به آنها احترام به قوانين بدون خشونت خارجي را ياد

ميداديم البته اين ميسر است ، تنها با تعديل رفتار خودمان قطعآ به آن جا كه اين رفتارهاي

سالم را از دانش آموزان ببينيم فاصله اي نداريم فقط اگر خود بخواهيم. بحث از رفتار

دانش آموزان شد شايد بيراه نباشد كه گذري داشته باشيم به نقاشي كودكان شاهراهي  كه

محل ارتباط كودك با دنياي خارج است ويا شايد بهتر باشد بگوييم كه دنيايي كه كودك در

آن از بسياري از مسائل دست وپا گير دنياي ما خود را رها ميبيند ( البته اگر ما دوباره نقش نظارتي خود را به آنها تحميل نكنيم ) البته روي صحبت ما بيشتر با همكاران دبستان است همكاران عزيز، ساعت هنر براي دانش آموز بايد ساعاتي  آزاد باشد  بايد ساعاتي باشد كه واقعآ كودك انتظار آن را بكشد معلمي

موفق است كه دانش آموزش در ساعت كلاس اواحساس رضايت كند كه خوشبختانه دانش آموز دبستان به دليل روح بسيار پاك ومعصومش  اغلب اين رضايت را به زبان مي آورند و به نظر نگارنده اين لذت بخش ترين لحظه يكمعلم است.  ساعات هنر براي دانش آموزان بايد ساعات آزادي باشد بايد ساعاتي باشد

كه  دانش آموز خود را در آن ساعات به سان پرندهاي فرض كند كه ميتواند به هرجا

كه  دوست دارد برود و پرواز كند اغلب با همكاران دبستان كه همكلام ميشويم از عدم

تسلط  خود به نقاشي صحبت مكنند در حالي كه زمان آن گذشته كه معلم به دانش آموزان

مدل  نقاشي بدهد و از آنها بخواهد كه از روي آن بكشند اي دقيقآ همان است كه به جاي

آنها فكر  كنيم در حالي كه

 هنر معلم اين است كه فكر كردن را به دانش آموز

ياد دهد نه  به جاي آنها فكر كند .

ما در اين سنين با كودكاني سر وكار داريم كه هنوز حجم را در ك نكرده اند و قطعآ

نقاشي آنها هم با ذهن ما هماهنگ نيست كافي است كه با يك آفرين خيلي قشنگ شده

اعتماد  او را جلب كنيم كه برايمان از عناصر موجود در نقاشي اش صحبت كند و اين

لحظه لحظه اي است كه بسياري از روانشناسان مانند فرويد و پياژه منتظرش بودن

زيرا ما از طريق صحبتهاي او در مورد نقاشي اش به بعضي مشكلات روحي ورواني اش

ويا به بعضي از مسائل كه در محيط خانه ومدرسه كه كودك را آزار ميدهد پي ميبريم

البته همكاران عزيز دقت داشته باشند كه ما قرار نيست به دانش آموزان خداي ناكرده

انگ بزنيم  نه اين كار يعني نظر دادن در مورد مسائل روحي ورواني كودك قطعا كار

روانكاو است  اما ما به تجربه در مي يابيم كه در نقاشي كودك (مخصوصآ كلاس اول

و دوم ) ميتوانيم  زندگي كودك را ببينيم وحتي ميتوانيم با راهنمايي درست ( كه همان

دادن اطمينان آزادي، به اوست ) اعتماد به نفس وسلامت رواني را در آنها تقويت كنيم

به اين دليل گفتيم كه مخصوصآ كلاسهاي اول ودوم چون در سالهاي بعد كمي مسائل

مربوط به هر جنس در نقاشي  كودكان پديد مي آيد كه طبيعي است ، مانند وارد شدن

اسلحه وتانك .. در نقاشي پسر بچه ها و گل و باغ.. به نقاشي دختر بچه ها  كه اين ها

هم همانطور كه گفتيم كاملآ طبيعي است و مهم اين است كه معلم حواسش جمع باشد كه

كودك به تكرار نقاشي نيفتد واين با بكار بردن شيوه هايي از جمله دادن موضوعاتي به

آنها براي نقاشي ( البته نه تمام جلسات مثلآ 5جلسه نقاشي آزاد درانواع كاغذها با  اندازه

هاي مختلف يك جلسه دادن موضوع )  ويا داستان گويي به اين صورت كه معلم  داستاني

را براي آنها بازگو ميكند بعد از آنها ميخواهد كه هر جا از اين داستان را كه  دوست

دارند نقاشي كنند توصيه نگارنده به همكاران اين است كه براي والدين دانش آموزان جا

بيندازند كه بهترين شيوه تدريس نقاشي همان نقاشي آزاد است زيرا ما در اين شيوه

خلاقيت را به كودكانمان هديه ميدهيم اما در نقاشي از روي مدل به كودك يك نقاشي را

ياد داده ايم اما  اعتماد به نفس و خلاقيت را از او گرفته ايم واين معامله خيانتي است

به كودكان ونسل آينده مملكتمان در پايان ذكر اين نكته ضروري است كه

هيچ نقاشي در د نيا با نقاشي از روي مدل معلمش نقاش نشده

وشايد هم فلسفه گنجاندن درس هنر در سنين پيش دبستاني ودبستان وحتي راهنمايي ساختن نقاش و خوشنويس نبوده اصلآ شايد هدف ساختن انسانهاي كا ملي بوده و ما به بيراهه  رفته ايم .

ادامه دارد

 

+ نوشته شده توسط فرزاد در و ساعت 22 |
Google